پرونده استفاده ارتش آمریکا از عامل نارنجی (Agent Orange) در جنگ ویتنام، یکی از تاریکترین نقاط در تاریخ حقوق مخاصمات مسلحانه است. آمریکا طی یک دهه، حدود ۷۶ میلیون لیتر از این علفکشِ بهشدت سمی را روی جنگلها و مزارع ویتنام ریخت.
نتیجه چه شد؟ میلیونها قربانی، شیوع سرطان، و تولد نسلهایی از کودکان با نقصهای مادرزادی فاجعهبار.
اما واکنش سیستم حقوقی و بینالمللی چه بود؟ دولت آمریکا هرگز پرداخت غرامت به مردم ویتنام را نپذیرفت. توجیه آنها از منظر حقوقی این بود که هدف ما مسموم کردن انسانها نبود؛ این ماده یک سلاح شیمیایی محسوب نمیشد، بلکه صرفاً یک ابزار تاکتیکی برای از بین بردن پوشش گیاهی و پناهگاه دشمن بود و با همین استدلالِ سطحی، این جنایت بزرگ سرپوش گذاشته شد.
طنز تلخ ماجرا اینجاست که در نهایت، تنها کسانی که موفق به دریافت غرامت شدند، خودِ کهنهسربازان آمریکایی بودند، نه مردم بیگناه ویتنام.
امروز که سایه تنشهای نظامی میان ایران، آمریکا و اسرائیل سنگینتر از همیشه است، مرور این تجربه تاریخی یک ضرورت است. باید بپذیریم که پس از جنایات جنگی، سناریوی ویتنام تکرار خواهد شد و هیچ دادگاه بینالمللیِ معجزهگری برای التیام دردهای مردم ایران تشکیل نخواهد شد. قدرتهای متخاصم بار دیگر پشت مفاهیم کشدارِ حقوقی مانند ضرورت نظامی، تناسب و خسارت جانبی پنهان خواهند شد تا ویرانی زیرساختها و رنج غیرنظامیان را توجیه کنند.
در نهایت، اگر روزی قرار بر پرداخت غرامتی هم باشد، باز هم این سربازان و شهروندان طرفِ قدرتمندتر هستند که اگر احیاناً در حین جنایت جنگی آسیب دیده باشند، در دادگاههای خودشان غرامت دریافت میکنند؛ در حالی که رنج، آوارگی و تبعات چندنسلی جنگ، تنها و تنها روی شانههای مردم ایران باقی خواهد ماند.
در دنیای واقعی، قوانین بینالمللی تا زمانی کارآمدند که با منافع قدرتهای بزرگ در تضاد نباشند. در زمانه بحران، ما جز خودمان هیچ مدافعی نخواهیم داشت.